اگر فرصت داشتم کودکم را دوباره بزرگ کنم ....

 

اگر فرصت داشتم که کودکم را دوباره بزرگ کنم

 به جای آن که انگشت اشاره ای را به سمت او بگيرم

 در کنارش انگشت هایم را در رنگ فرو می بردم و نقاشی می کردم.

 

اگر فرصت داشتم که کودکم را دوباره بزرگ کنم،

 به فکر ارتباط بیشتری با او می شدم.

 

اگر فرصت داشتم که کودکم را دوباره بزرگ کنم،

بیشتر از آن که به ساعتم نگاه کنم،

به او نگاه مي كردم.

 

اگر فرصت داشتم که کودکم را دوباره بزرگ کنم،

سعي مي كردم درباره اش كمتر بدانم،

 اما بیشتر به او توجه کنم.

 

اگر فرصت داشتم که کودکم را دوباره بزرگ کنم،

به جای آموزش اصول راه رفتن،

 راه رفتن را با او تمرین می کردم.

 

اگر فرصت داشتم که کودکم را دوباره بزرگ کنم،

از جدی بازی کردن دست برمی داشتم،

 و بازي را جدي مي گرفتم.

 

اگر فرصت داشتم که کودکم را دوباره بزرگ کنم،

بيشتر در آغوشش مي گرفتم،

 و کمتر او را به زور می کشیدم.

 

اگر فرصت داشتم که کودکم را دوباره بزرگ کنم،

کمتر سخت می گرفتم،

 و بیشتر تاییدش می کردم.

 

اگر فرصت داشتم که کودکم را دوباره بزرگ کنم،

اول احترام به خود را در او می ساختم

 و بعد خانه و کاشانه اش را،

 

اگر فرصت داشتم که کودکم را دوباره بزرگ کنم،

بیشتر از آن چه که عشق به قدرت را بیاموزم،

 قدرت عشق را یاد می دادم.

 

اگر فرصت داشتم که کودکم را دوباره بزرگ کنم،

و بیش از آن که به نقد او بپردازم،

 به نقش خود می پرداختم ... .

 ۩۞۩  سلام عزیزان خیلی خوش آمدید تصاویرمتحرک شباهنگ www.shabahang20.blogfa.com ۩۞۩Grains of sand falling in an hour glass